على محمدى خراسانى
20
شرح كفاية الأصول (فارسى)
اين راه ثابت مىشود كه مبسوطا اين روايات خواهد آمد و امام ( ع ) فرموده : لا تنقض اليقين بالشك . . . 4 - قوله : كذلك : اشاره به همان مطلقا يا فى الجملة است كه گذشت . ضمنا تفصيل اين چهار وجه به زودى خواهد آمد . 2 - جايگاه استصحاب قوله : و لا يخفى انّ هذا : به عقيده مرحوم آخوند همين معنايى كه براى استصحاب ذكر شد . شايستگى دارد كه محلّ نفى و اثبات باشد و منكر ان استصحاب آن را نفى كنند ، و مثبتان آن را اثبات كنند . آنها كه مطلقا اثباتكننده هستند و آنها كه فى الجملة مثبت هستند و تفصيل مىدهند و ادلّهاى كه براى اثبات يا نفى اقامه مىكنند همه و همه بر اين يك معنى وارد هستند . خلاصه اينكه محلّ نزاع در يك مسئله بايد امر واحدى باشد و همه برآن متفق باشند و در اطراف آن بحث و مناقشه داشته باشند و آن امر واحد همان معنايى است كه ما گفتيم ولى دو معناى ديگر هم ممكن است براى استصحاب گفت كه طبق آنها نفى و اثباتها بر يك مورد وارد نيست . 1 - كسى بگويد كه استصحاب عبارتست از خود بناء عقلاء بر ما كان 2 - ديگرى بگويد كه استصحاب خود ظن به بقاء است كه از علم سابق به ثبوت سرچشمه مىگيرد . اشكال اين دو معنا اين است كه كسانى كه بناء عقلاء را قبول دارند ، در بحث شركت مىكنند ولى منكران در باب استصحاب ، حق شركت در بحث ندارند . و هكذا آنان كه از باب ظن به بقاء پيش مىآيند حق شركت دارند ديگران چنين حقى ندارند . و اين صحيح نيست . صحيح آن است كه در مسئله واحده معناى واحدى را كه مورد تطابق آراء است بپذيريم و ذكر كنيم و سپس به نفى و اثبات و نقل اقوال بپردازيم و آن تعريفى است كه ما ذكر كرديم . قوله : و تعريفه : البتّه آنها هم كه به بناء عقلاء يا ظن به بقاء و مانند آن تعبير كردهاند اگرچه ظاهر تعبيرشان اشتباهانداز است و انسان خيال مىكند براى اين تعريف موضوعيت